قرآن واخلاق تربیتی

خرید بک لینک

قرآن و اخلاق تربيتى:

مسأله تربيت اخلاقى در قرآن كريم مورد توجّه و عنايت خاصّى است و اصولاً نگرش قرآن به مقوله اخلاق چنان است كه عناصر لازم براى تربيت اخلاقى را در متن خوددارد.
ايده سقراطى، كافى بودن علم و معرفت اخلاقى براى انگيزش آدمى، مورد قبول قرآن كريم نيست; زيرا اين امكان كه انسان به رغم آگاهى خود، گرفتار سوء اخلاق، و به جاى عمل به دانستههايش بر مركب هوا و هوس سوار شود، پذيرفته شده است: «پس آيا ديدى كسى را كه هوس خويش را معبود خود قرار داده و خدا او را باوجود علمى كه به الوهيت خدا داشت و از آن پيروى نمىكردگمراه گردانيده و بر گوشودلش مهر زده و بر ديدهاش پرده نهاده است». (جاثيه/45، 23) ازديدگاه قرآن، انحراف انسان از جاده صواب بهرغم آگاهى از آن، تابع ميزان اثرپذيرى نفس از اغواى شيطان است. اين واقعيّت اساسى در قرآن است كه موجودى به نام شيطان بر سر راه هدايت انسانها كمين كرده، قصد گمراه ساختن آنان را دارد. (اسراء/17، 53) همين نقش اغواگرى شيطان در آغاز زندگى انسان، سبب سقوط آدمى شد: «فَاَزلَّهُمَا الشَّيطـنُ عَنها فَاَخرَجَهُما مِمّا كانا فِيهِ و قُلنَا اهْبِطوا بَعضُكُم لِبَعض عَدُوّ». (بقره/2، 36)
اينكه براى وجود شيطان در نظام احسن جهان چه توجيه فلسفى مىتوان داشت، بهصورت مسألهاى فلسفى بايد در جاى خود مورد بررسى قرار گيرد; امّا از جهت دينى هرگز نمىتوان در واقعيّت شيطان و نقش اغواگرانه او در زندگى انسان ترديدى داشت; گرچه اين نيز واقعيّت اساسى قرآنى است كه وسوسههاى شيطان در دلهايى كه ايمان و توكّل بر خداوند در آن جاى گرفته است، كارساز نيست: «اِنَّه لَيسَ لَه سُلطـنٌ عَلَى الَّذينَ ءَامَنوا و عَلى رَبِّهِم يَتَوَكَّلون» (نحل/16، 99)، و فقط در نفس و روحى كه از پيش، زمينههاى اغوا را دارد و برده و بنده شيطان است و در دام شرك افتاده، كارساز است: «اِنَّما سُلطـنُهُ عَلَى الَّذينَ يَتَوَلَّونَهُ والَّذين هُم بِهِ مُشرِكون» ; (نحل/16 پس تربيت اخلاقى در قرآن كريم، افزون بر تعليم اخلاقى است و اساس آن توجّه دادن به وجود اغواگران بيرونى و در كميننشستگان بر سر راه هدايت انسان است كه با عنوان شيطان يا شياطين از آنها يادمىشود و نيز توجّه دادن به زمينههاى پذيرش آن اغواها كه هوسهاى بىمنطق است.
يكى از اصول راهبردى قرآن كريم در تربيت اخلاقى، استفاده از روحيّه الگوپذيرى انسان است. آيات بسيارى به تصويرپردازى انسانهاى خوب مانند حضرت يوسف(عليه السلام) و انسانهاى بد مانند قارون پرداختهاند تا از اين طريق، حيات اخلاقى مثبت و منفى رابهصورت محسوس در اختيار مخاطب قرار دهند. گاهى تصويرپردازى از شخصيّت مورد نظر چنان با جزئيّات صورت مىگيرد كه آدمى را از ظرافتهاى تصميمگيرى اخلاقى آگاه مىسازد; براى مثال، درباره حالات و اعمال يوسف(عليه السلام) در مواجهه با دعوت زليخا براى كامگيرى جنسى، آيات قرآن به تفصيل مسأله را توضيح مىدهند تا مخاطب جوان قرآن هم بتواند آموختههاى تجريدى اخلاقى را در متن زندگى تحقّق بخشد.
يكى از شيوههاى تربيتى قرآن، ربط دادن ارزشهاى اخلاقى با تمايلات اساسى انسان است; بهطور مثال، با بيان اينكه انجام عمل صالح سبب خوشى ابدى انسان مىشود، مىكوشد تا عواطف انسان را در خدمت تشخيص عقلى قراردهد. قرآن با بيان اينكه بىترديد شكيبايان، پاداش بىشمار آخرتى خواهند گرفت (زمر/39، 10) و آيات بسيارى با اين مضمون كه انجام عملى خاصّ، مايه پاداش آخرتى است، يا برعكس سبب كيفر سخت و ورود به جهنّم مىشود اين هدف را تعقيب مىكند.
علاّمه طباطبايى، اين شيوه را مشترك در همه اديان ابراهيمى مىداند; ولى معتقد است: در قرآن كريم، شيوه ديگرى براى تربيت اخلاقى وجود دارد كه از امتيازات آن است و آن اينكه تمايلات آدمى نيز در سايه شناخت جمال و جلال خداوند، چنان رنگ خدايى بگيرد كه اصولاً به استفاده از عناصر تشويق و تنبيه حتّى آخرتى نيازى نباشد.
تصويرسازى قرآن از واقعيّتهاى عالم بهگونهاى است كه مىتواند انسانهاى بيدار و انديشهور را چنان در جذبه عزّت و قدرت الهى قرار دهد كه ميلهايشان نيز مانند عقلهايشان با خواست الهى انطباق يابد.

اخلاق اسلامی ازمنظر قرآن...

ما را در سایت اخلاق اسلامی ازمنظر قرآن دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 368 تاريخ: پنجشنبه 11 شهريور 1395 ساعت: 17:55

صفحه بندی