تربیت اخلاقی ازنگاه امام حسن مجتبی (ع)

خرید بک لینک
تربیت اخلاقی از نگاه امام حسن مجتبی (ع)

امام مجتبی علیه السلام در زمینه ضرورت تربیت روحی و معنوی انسان می فرماید:

«عجبت لمن یتفکر فی ماکوله کیف لا یتفکر فی معقوله، فیجنب بطنه ما یؤذیه و یودع صدره ما یردیه; تعجب می کنم از فردی که در غذای جسمانی خود فکر می کند (که سالم و بهداشتی باشد) اما در غذای روح و جان خویش نمی اندیشد، در نتیجه شکم خود را از غذاهای زیانبخش حفظ می کند ولی سینه اش را در مقابل آن چه آن را پست می گرداند رها می کند.» (الدعوات، قطب الدین راوندی، قم، مدرسه الامام المهدی، ۱۴۰۷ ه . ق، ص ۱۴۴ و ۱۴۵)

پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله بارها امام حسن و امام حسین علیه السلام را در ایام کودکی احترام می نمود. روزی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نشسته بود که آن دو کودک وارد شدند، پیامبر به احترام آن ها از جای برخواسته و به انتظار ایستاد، لحظاتی طول کشید، آن ها نرسیدند. رسول اکرم صلی الله علیه و آله به طرف کودکان پیش رفت و از آنان استقبال نمود، بغل باز کرد و هر دو را بر دوش خود سوار نمود و به راه افتاد و به آنان فرمود: «فرزندان عزیز، مرکب شما چه خوب مرکبی است و شما چه سواران خوبی هستید!»(عزیزالله عطارودی –مسندالامام المجتبی (ع) –ج۱-۱۳۸۷-ص۲۷۰)

۱-ترک محرمات – راضی بودن به مقدرات الهی- رفتار پسندیده با همسایگان ودوستان

قالَ الإمامُ الْحَسَنُ الْمُجتبى عَلَیْهِ السَّلام :یَا ابْنَ آدْم! عَفِّ عَنِ مَحارِمِ اللّهِ تَکُنْ عابِداً، وَ ارْضِ بِما قَسَّمَ اللّهُ سُبْحانَهُ لَکَ تَکُنْ غَنِیّاً، وَ أحْسِنْ جَوارَ مَنْ جاوَرَکَ تَکُنْ مُسْلِماً، وَ صاحِبِ النّاسَ بِمِثْلِ ما تُحبُّ أنْ یُصاحِبُوکَ بِهِ تَکُنْ عَدْلاً

امام حسن مجتبی (علیه السلام) فرمود:اى فرزند آدم! نسبت به محرّمات الهى عفیف و پاکدامن باش تا عابد و بنده خدا باشى. راضى باش بر آنچه که خداوند سبحان برایت تقسیم و مقدّر نموده است، تا همیشه غنى و بى نیاز باشى. نسبت به همسایگان، دوستان و همنشینان خود نیکى و احسان نما تا مسلمان محسوب شوى. با افراد (مختلف) آنچنان بر خورد کن که انتظار دارى دیگران همانگونه با تو بر خورد نمایند (بحارالأنوارج ۷۸، ص ۱۱۲، س ۸٫)

در این گفتار شریف و پر معنی امام به چند عنصر اساسی که در تربیت اخلاقی نقش عمده ای دارند اشاره می کند که عبارتند از:الف-رعایت محرمات الهی که انسان با ترک نها به پاکدامنی و عفاف میرسد و به مقام بندگی خدا نائل می آید.ب-دیگر راضی بودن به مقدرات الهی که انسان را بی نیاز از دیگران می کند که باعث سربلندی و عزت نفس اومی شود.ج-نکته دیگر اینکه نیکی و احسان که از مسلمات رفتاری اخلاقی است نسبت به دوستنا و همسایگان و همنشینان نشانه مسلمانی شخص محسوب می شود که این اموردر سایه تربیت اخلاقی دینی انسان مسلمان راتعلیم و پرورش می دهد . شاید بتوان گفت که همسایه بیش ترین ارتباط را با شخص دارد. حق همسایگی چنان مورد تأکید قرار گرفته است که برخی گمان کرده اند که همسایه از همسایه ارث می برد. اگر چنین حقی را در حوزه علم حقوق برای او واجب ندانیم، دست کم در حوزه اخلاقی بر شخص است که از هر جهت از جان و مال و عرض همسایه حمایت کند و اجازه ندهد که در حق وی اجحاف و ظلمی روا شود. همین چیزهاست که برای آخرت آدمی می ماند

۲-بهترین اخلاق ها

شاید مهم ترین جلوه اخلاق در خوشرویی و خوشخویی باشد. انسان خوشخو شریک مال و ثروت دیگران است؛ چنان که مهم ترین عامل جذب دیگران به سوی او نیز همین فضیلت اخلاقی است. انسان پیش از این که سخنی بگوید، یا کاری انجام دهد،این نیکخویی اوست که بیانگر شخصیت اوست.خداوند پیامبر(ص) را به خلق عظیم و نیک میستاید و آن را عامل جلب و جذب قلوب مؤمنان به سوی ایشان می داند.(آل عمران، آیه۹۱۵ و نیز قلم، آیه۴)

امام می فرماید: «ان حَسَنَ الحُسّن الّخُلق الحَسَن» – بهترین خوبی ها اخلاق پسندیده و نیکو است(محمد دشتی – فرهنگ سخنان امام حسن (ع)-۱۳۸۹-۴۰)

امام حسن(ع) نسبت به ارزشهای معنوی اخلاق نیکو خشنودی پروردگار جهانیان را معیار ارزیابی قرار میدهد و میفرماید:«ان الله تعالی یحب المعالی الامور و اشرافها و یکره سفسافها»- همانا خداوند بزرگ ارزشهای اخلاقی و شریفترین آنها را دوست دارد و از اخلاق زشت و پست روی گردان است»(همان –ص ۳۹و۴۰)

در روایتی دیگر از امام (ع) که {بهترین مردم را کسانی معرفی می کند که دارای اخلاق نیکو و پسندیده و دارای ایمان و عمل صالح هستند }آمده است که این روایت را ابن عساکر با سند خود از جعید بن همدان نقل کرده است . «ان الحسن بن علی (ع) قال له : یا جعید بن همدان ان الناس اربعه : فمنهم من له خلاق و لیس له خلق و منهم من له خلق و لیس له خلاق و منهم من لیس له خلق و لا خلاق –فذاک اشرّ الناس- و منهم من له خلق و خلاق فذاک افضل الناس»

ای جعید بن همدان مردم{از لحاظ ایمان و عمل صالح و اخلاق } چهار گروهند : گروهی که بهره ای [ازایمان و عمل صالح] دارند ولی اخلاق ندارند . و گروهی که اخلاق دارند ولی بهره ای از [ از ایمان و عمل صالح] ندارند و گروهی که نه اخلاق دارند و نه بهره ای [ ازایمان و عمل صالح] که اینان بدترین افرادند و گروهی که هم اخلاق دارند و هم بهره ای [ از ایمان و عمل صالح] که اینان بهترین افرادند.(علی مویدی- ترجمه موسوعه کلمات الامام الحسن(ع) -۱۳۸۲-۵۳۲)

۳- صفات مومنین

بحث از صفات مومن از این جهت ضروری است که ما امروز در جامعه شاهد برخی برداشت های نادرست از ایمان هستیم ظاهر گرایی یعنی توجه به ظواهر دین و غفلت از گوهر دین یکی از برداشتهای نادرست است در رسیدن به گوهر دین بنا به فرمایش رسول گرامی اسلام (ص)که در حدیث ثقلین که یکی از حدیثهای متواتر پیامبر اسلاماست. فرمود«انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله وعترتی ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا بعدی: کتاب الله فیهالهدی والنور حبل ممدود من السماء الی الارض وعترتی اهل بیتی وان اللطیف الخبیر قد اخبرنیانهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض وانظروا کیف تخلفونی فیهما»«من در میان شما دو امانت نفیس و گرانبها میگذارم یکی کتاب خدا قرآنو دیگری عترت و اهل بیت خودم. مادام که شما به این دو دست بیازند هرگز گمراه نخواهید شد و این دو یادگار من هیچ گاه از هم جدا نمیشوند.» باید در تبین این صفات از قرآن و اهل بیت استمداد بجوئیم و ویژگی های مومن در کلام آنها بیبیم که چه ککنیم تا یک مومن واقعی باشیم چرا که متصف شدن به این صفات نشاندهنده تربیت یافته گی در مکتب دین و سیره اهل بیت (ع) است. مومن واقعی نزد خداوند و بندگان صالح او ارزش و موقعیت والایی دارد زیرا چنین شخصی در صفات پسندیده ازدیگران برتر و شناخته شده تر است امام حسن (ع) در باره اوصاف و ویژگی های مومن فرمود«انّ مـن اخلاق المومن قوهً فی دینٍ و کرماً فی لین و حزماً فی علم و علماً و توسعه فی نفقه ٍ و قصدا ً فی عباده ٍ و تحرجاً من الطمع و براً فی استقامه ٍ لا یحیف علی مـَن یبعضُ و لایاثم فیمن یحبُّ و لا بدعی ما لیس له و لایجحد حقاً هو علیه و لایهمز و لایلمزوا لاینبغی متخشع فی الصلاه متوسّـع فی الزکاه شکور فی الرخاء صابر عند البلاء قانع بالذی له لایطمع به الغیظ و لایجمع به الشـحّ یخالط الناس لیعلم و یسکت لیسلم َ یصبر ان بـُغی علیه لیکون الهه الذی ینتقم له».همانا از اخلاق مومن است پایداری در دین ؛ گذشت درنرم خوئی ؛ احتیاط در دانائی ؛ دانائی در بردباری ؛ گسترش در نفقه؛ قصد قربت در عبادت ؛ کناره جوئی از آزمندی و طمع ونیکی در عین پایداری است. بر آنکه خشمناک شود زیاده روی نکندودر آنچه که دوست دارد گناه نورزد و آن چه را که متعلق به او نیست نخواهد و حقی را که به ضرر اوست انکار نکند ؛ نه مسخره کند و نه گردن کشی نماید. در نماز خاشع است و در زکات دست و دلباز و دررفاه شاکر باشد و در سختی شکیبا ؛ به آنچه که مال اوست بسنده کند (طمع در مال دیگران ندارد) و خشم بر او چیره و بخل بر او مسلط نگردد؛ با مردم معاشرت می کند تا دانش بیاموزد . ساکت می ماند تا سلامت بماند اگر بر او ستمی شود صبور باشد تا آن که خداوند از دشمنش انتقام بگیرد.(محمد دشتی ؛ فرهنگ سخنان امام مجتبی(ع) -۱۳۸۹-۳۹)

در این روایت امام (ع) به شاخصه های تربیت اخلاقی که همانا رسیده به فضائل ارزشمند ااخلاقی و نفی رذائل آن است می پردازد .بی گمان یکی از مسائل دینداری، قوت و قدرت و پایمردی در منشأ دینداری است چه بسا انسان هایی که در شرایط و حالات معمولی رفتار دینداری دارند اما در برابر مشکلات و سختی ها باز پس می زنند. دین و اخلاق همواره در حیات فکری و معنوی بشر نقش اساسی و مهمی داشته اند ولی به تناسب شرایط جامعه و بروز موانع میزان پایبندی افراد به دین و اخلاق دچار شدت و ضعف می شود.در منشا این پایداری تربیت اخلاقی نقش مهمی را ایفا می کند انسان در مسیر زندگی خود گرفتار وسوسه های شیطانی مختلفی می شوند که ثبات و قرار را از او می گیرد ایمان را متزلزل می کند اراده را سست می نمایند قدم ها را نااستوار می سازند و دلش را مضطرب و پریشان خاطر می گردانند. این عدم ثبات و پایداری، عاقبتش چیزی جز تباهی و هلاکت نیست. یاد خداوند منشاء نجات انسان از تردید و دودلی بی قراری و بی تابی است که دل را استحکام می بخشد و قدم ها را استوار می گرداند. پایبندی به مقررات دین و اخلاق، نخستین نشانه نیرومندی در دینداری و اخلاق است، فردی که در دینداری نیرومند است، در همه احوال خود را مقید و پایبند به مقررات و احکام دین می داند.

در ادامه حدیث امام به رفتار و صفت اخلاقی گذشت و عفو همراه با نرم خوئی و پرهیز از خشونت و سخت گیری در گذشت اشاره دارد که باید گفت از نظر خداوند و قرآن، همواره عواطف انسانی مقدم بر عقل انسانی در روابط اجتماعی است و عقل انسانی تنها زمانی به کار می آید که شخص فاقد عواطف قوی انسانی است و منش اخلاقی در وی تقویت نشده و فضیلت های اخلاقی در جانش نفوذ و رخته نکرده است. دراین صورت است که برای ایجاد تعادل و حفظ نظام احسن اجتماعی لازم است تا اصول عقلانی و حقوقی برای حل مشکلات و بحران های اجتماعی به کار گرفته شود. و در قرآن مجید همواره احسان بر عدالت مقدم است که قرآن فرمود «تعاونوا علی بر و تقوا ». عفو و گذشت در اخلاق دینی دارای جایگاه ویژه ای است و در تثبیت روابط و کاهش هزینه های فردی و اجتماعی تاثیر بسزای دارد. در شماری آیات فرموده است: «او رحمت بر بندگان را بر خود، ضروری ساخته است» «کتب علی نفسه الرّحمهً» و «کتب ربکم علی نفسه الرحمه»(.انعام / ۱۲ و ۵۴ ) در جای دیگر در توضیح گستره استثناءناپذیر رحمت خویش فرموده است: «ربنّا وسعت کلَّ شئٍ رحمهً و علما.»( غافر / ۷ ( آفرینش انسانها در این ساختار وجودی و وفور نیازمندیهای زندگی و بعثت پیامبران و هدایت و الهامات معنوی فراگیر یا مقطعی و پذیرش عذر به خطارفتگان و… همه و همه از خاستگاه رحمت بر انسان، نازل شده است. ما ارسلناک الاّ رحمهً للعالمین-( انبیاء / ۱۰۷ ) شما را جز از سر رحمت بر مردم نفرستادیم.

اصولاً همه کتابهای آسمانی به ویژه قرآن به عنوان مصداق روشن «رحمت» معرفی شده اند و تنزیل شریعت، از سر شفقت بر مردم ـ و نه خشم و غضب ـ بوده است. و نزّلنا علیک الکتاب تبیانا لکلّ شیٍء و هدیً و رحمهً و بشری للمسلمین.نحل ۸۹ کتاب را بر شما نازل کردیم که بیان روشن همه چیز و هدایت و رحمت و نوید برای مسلمانان است. و در جای دیگر: «و ننزّل من القرآن ما هوشفاء و رحمهٌ للمؤمنین. – -( اسراء / ۸۲ اسراء / ۸۲ ) آنچه درمان و رحمت برای مؤمنان است از قرآن جاری ساختیم. همچنین از رسول خدا(ص) به عنوان پیامبر و فرستاده خداوند چنین یاد شده است: فضلاً من اللّه و نعمهً واللّه علیم حکیم. (حجرات / ۸ ) او بخشش خداوند و نعمت او بود و خداوند، دانای حکیم است.

در باب رفتار رسول خدا«ص» با مردم نیز فرمود: «فبما رحمه من اللّه لنتَ لهم ولو کنت فظّاً غلیظ القلب لانفضّوا من حولک.» (آل عمران / ۱۵۹) از رحمت خدای بود که با مردم، نرم خوی بودید. اگر سنگدل و خشن می بودید از اطراف شما پراکنده می شدند. و به پیامبر«ص» فرمود: «فذکّر انما انت مذکّر، لست علیهم بمسیطر.»( غاشیه / ۲۱ و ۲۲ )به یادشان آور. تو به یاد آورنده هستی و بر آنها سیطره ندارید روایات مدارا با مردم و چشم پوشی از خطاها را بنیان اسلام دانسته اند. رسول خدا«ص» فرمود: «امرت بمداراه النّاس کما امرت بتبلیغ الرّساله.» (تحف العقول کلمات قصار) پیامبرهمان گونه که به تبلیغ رسالت، دستور یافتم به رفتار نیکو و مدارا با مردم نیز امر شده ام. در موضوع رفتارهای اجتماعی با مسلمانان نیز آمده است: «فاعف عنهم واستغفرلهم و شاورهم فی الامر.» آل عمران / ۱۵۹از خطاهای آنها در گذر، از خداوند برای آنها آمرزش طلب کن و با آنها در کارها مشورت کن. امام علی(ع) نیز به مالک اشتر دستور داد: «واشعر قلبک الرّحمه للرّعیه، والمحبّه لهم واللّطف بهم ولاتکونّن علیهم سبعا ضاریا تغتنم اکلهم فانهم صنفان اِمّا اخٌ لک فی الّدین اونظیرٌ لک فی الخلق یفرط منهم الزّلل و تعرض لهم العلل و یؤتی علی ایدیهم فی العمد و الخطا فاعطهم من عفوک و صفحک مثل الذّی تحبّ و ترضی أن یعطیک اللّه من عفوه و صفحه.»( نهج البلاغه / نامه ۵۳ )قلب را در پوشش مهر و محبت و نیکی و لطف به مردمان قرار دهید. مباد که با مردم، چون درنده خون آشام باشید و خوردن آنها را غنیمت شمارید.چرا که آنها یا برادر دینی شما هستند و یا در آفرینش با شما همانند هستند.مردمان از راه می لغزند و دچار آفت می شوند، خواسته و یا ناخواسته به کارهایی دست می یازند. آن چنان که انتظار دارید خداوند با شما به گذشت و چشم پوشی رفتار کند، با آنها به گذشت و چشم پوشی رفتارکن.

۴- پرهیز از عوامل هلاکت:

انسان همیشه در پرتگاه سقوط اخلاقی است و شیطان دائما در کمین او . یکی از راهای نجات از این سقوط و کمین شیطانها شناخت عوامل و راههای نجان از آنها است . انسانی که در سایه تعالیم الهی و با بهره گیری از توصیه ها و تذکرات و فرمایشات پیشوایان دینی به نقطه اوج تربیت اخلاقی و الهی رسیده باشد به یقین اهل هدایت و راه یابی بوده و دیگران را هم در سبقه نجات قرار می دهند.

امام حسن (ع) در بیان عوامل و صفات هلاک کننده بر آمده و فرموده است: «هلاک الناس فی ثلاث: الکبر و الحرص و الحسد ؛ فالکبر هلاک الدین و به لعن ابلیس ؛ و الحرص عدوّ النفس و به اخرج آدم من الجنه و الحسد رائد السوء و منه قتل قابیل هابیل.».(علی مویدی- ترجمه موسوعه کلمات الامام الحسن(ع) -۱۳۸۲-۵۴۸)هلاکت مردم در سه چیز است : کبر؛ حرص ؛ حسد پس کبر میایه نابودی دین است و ابلیس به سبب آن رحمت خداوند دور شد و حرص دشمن جان آدمی است و ادم به سبب آن از بهشت بیرون شد و حسد پیشاهنگ بدی هاست و قابیل به سبب آن هابیل را کشت.در مکتب اهل بیت پرورش یافتن و به گفتار آنها عمل کردن باعث می شود انسان در مقام تربیت درس و صحیح برآید

کبر و غرو و تکبر یکی از صفات مذمومه و قبیح و زشت در مکتب اهل بیت است . تربیت اخلاقی درست در راستای زدودن این ناهنجارهای رفتاری و اخلاقی است که امام حسن مجتبی (ع) آنرا از عوامل هلاکت انسانی بیان می کند. چرا که شخص متکبّر در برابر اشخاص مختلف چهره در هم مى کشد و نگاه هاى تحقیر آمیزى مى کند، حتّى حاضر نیست با تمام صورت با افراد روبرو شود. گاه آثار این خوى نکوهیده در سخنانش آشکار مى گردد، تعبیرهایى که از خود مى کند مبالغه آمیز است و پیوسته ضمیرهاى جمع در باره خود به کار مى برد، حتّى تُن صداى او نشان مى دهد که آدم مغرور و متکبّرى است. در میان حرف این و آن مى دود و به کسى اجازه سخن گفتن نمى دهد، به سخنان مردم گوش نمى دهد ولى انتظار دارد همه به سخنانش گوش فرا دهند، سخنان کوتاه دیگران را طولانى مى شمرد و سخنان طولانى و بى محتواى خودش را کوتاه و لازم و واجب مى داند! گاه آثار آن در حرکات و اعمال، ظاهر مى شود، دوست دارد دیگران در برابر او بایستند و او نشسته باشد، هنگامى که وارد مجلس مى شود همه براى او قیام کنند، ولى او براى کسى قیام نکند! در حدیثى از امام علی علیه السلام مى خوانیم: «مَنْ اَرَادَ اَنْ یَنْظُرَ اِلَى رَجُل مِنْ اَهْلِ النَّارِ فَلْیَنْظُرْ اِلَى رَجُل قَاعِد وَ بَیْنَ یَدَیْهِ قَوْمٌ قِیَامٌ!؛کسى که مى خواهد به یکى از دوزخیان نگاه کند، نگاه به کسى کند که نشسته است و مردم در برابر او ایستاده اند»!

اما حرص یکی دیگر از صفات و رفتار نادرست اخلاقی و اجتماعی است . حرص در اصطلاح، حالت و صفتی نفسانی است که انسان را به جمع آوری آن چه نیاز ندارد برمیانگیزد، بدون آن که به حدّ و مقدار معینی اکتفا کند، چون حریص هرگز به حدی که در آنجا توقف کند، منتهی نمیشود و امام علی علیه السلام در این زمینه می فرماید: الحریص فقیر و لو ملک الدنیا بحذافیرها )غررالحکم، ۱۳۸۶ج۱ص ۲۳۲ )«حریص فقیر است ولو همه دنیا را مالک باشد. و فرمود:الحریص اسیرمهانه لایفکّ اسرهُ »شخص حریص برده و اسیر خواری و پستی است و از اسارت رها نمی شود.(همان)

حسد از صفات زدیله ای است که در ایات و روایات زیادی به پرهیز از آن توصیه و تاکید شده است .در قرآن کریم در مورد هابیل و قابیل آمده است «و اتل علیهم نبأ ابنى آدم بالحق اذ قربا قربانا فتقبل من احدهما و لم یتقبل من الاخر قال لاقتلنک قال انما یتقبل الله من المتقین * لئن بسطت الى یدک لتقتلنى ما انا بباسط یدى الیک لاقتلک انى اخاف الله رب العالمین * فطوعت له نفسه قتل اخیه فقتله فاصبح من الخاسرین» .«:و داستان دو فرزند آدم را به حق بر آنها بخوان: هنگامى که هر کدام، کارى براى تقرب(به پروردگار) انجام دادند، اما از یکى پذیرفته شد و از دیگرى پذیرفته نشد(برادرى که عملش مردود شده بود، به برادر دیگر) گفت: «به خدا سوگند تو را خواهم کشت» (برادر دیگر) گفت: «من چه گناهى دارم(زیرا) خدا تنها از پرهیزگاران مى پذیرد». اگر تو براى کشتن من دست دراز کنى، من هرگز به قتل تو دست نمى گشایم، چون از پروردگار جهانیان مى ترسم. نفس سرکش کم کم او را به کشتن برادرش ترغیب کرد(سرانجام) او را کشت و از زیانکاران شد». (مائده،۲۷ و ۲۸ و ۳۰) سخن از داستان فرزندان آدم است که یکى بر دیگرى حسد برد و سرانجام دستش به خون برادر آغشته شد و نخستین قتل و جنایت در روى زمین صورت گرفت و سرآغازى براى جنایتهاى دیگر شد.سرانجام آتش کینه و حسد در دل او چنان شعله ور شد که پیوندهاى برادرى و اخوت را نابود کرد، خون چشمان قابیل را گرفت و آن گونه که قرآن مى گوید: «نفس سرکش او، وى را مصمم به کشتن برادر کرد و او را کشت و از زیانکاران شد»! (فطوعت له نفسه قتل اخیه فقتله فاصبح من الخاسرین).( مائده، ۳۰) در بعضى از روایات آمده است: او برادرش را در حال خواب کشت و این جنایتى است مضاعف و نشان مى دهد که وقتى آتش حسد در درون انسان زبانه بکشد همه چیز را خاکستر مى کند! ولى به زودى از کار خود پشیمان شد، اندوه عمیقى بر سراسر وجود او حاکم گشت، هر زمان چشمش به بدن خونین و بى جان برادر مى افتاد وحشت و اضطراب تمام وجودش را فرامى گرفت، جسد برادر را بر دوش گرفت و نمى دانست چه کند و کجا ببرد که هم آثار جنایت خود را بپوشاند و هم این منظره هولناک آزار دهنده را از برابر چشمان خود دور کند، در این هنگام على رغم جنایت هولناک و گناه بزرگى که او مرتکب شده بود باز گوشه اى از لطف خدا براى او نمایان گشت: «خداوند زاغى را فرستاد که در زمین کند و کاو کند تا به او نشان دهد چگونه جسد برادر را دفن کند، هنگامى که این درس را از آن پرنده آموخت گفت: اى واى بر من! آیا من نمى توانم(حد اقل) مثل این زاغ باشم و جسد برادر خود را در زمین پنهان کنم؟! سرانجام(این کار را انجام داد) و از کرده خود سخت پشیمان شد». «فبعث الله غرابا یبحث فى الارض لیریه کیف یوارى سوأه اخیه قال یا ویلتى اعجزت ان اکون مثل هذا الغراب فاوارى سوأه اخى فاصبح من النادمین».( مائده،۳۱)

و در باره حضرت یوسف و برادران آن که بر یوسف حسد ورزیدند قرآن می فرماید«اذ قال یوسف لابیه یا ابت انى رأیت احد عشر کوکبا و الشمس و القمر رأیتهم لى ساجدین * قال یا بنى لاتقصص رؤیاک على اخوتک فیکیدوا لک کیدا ان الشیطان للانسان عدو مبین.» (به خاطر بیاور) هنگامى را که یوسف به پدرش گفت: «پدرم! من در خواب دیدم که یازده ستاره و خورشید و ماه در برابرم سجده مى کنند». گفت: فرزندم! خواب خود را براى برادرانت بازگو مکن که براى تو نقشه(خطرناکى) مى کشند، چرا که شیطان، دشمن آشکار انسان است. (یوسف، ۴ و ۵) در این آیات به چهره دیگرى از صفت زشت حسد و آثار مرگبار آن در زندگى انسانها برخورد مى کنیم و آن مربوط به داستان حضرت یوسف(علیه السلام) و برادران اوست.

در روایات علامت انسان حسود را بیان کردندرسول گرامی اسلام(ص) فرمود: »اماعلامه الحسد … : الغیبه و التملق و الشماته بالمصیبه»نشانه های انسان حسود غیبت کردن و تملق و چاپلوسی و سرزش و شماتت کردن دیگران در هنگام مصیبت است(ری شهری – میزان الحکمه- ج۲؛ ص۴۲۸)

از مجموع آنچه گفته شد آثار فوق العاده زیانبار حسد در زندگى فردى و اجتماعى و نکوهش شدید قرآن از آن روشن مى شود، حسد دست برادر را به خون برادر آغشته مى کند و انسان را از مشاهده حق بازمى دارد، فضاى جامعه را تیره و تار مى کند، رشته هاى محبت را پاره مى نماید و جهنم سوزانى در دنیا براى کسانى که به آن آلوده هستند، به وجود مى آورد. و امام حسن (ع) آن را یکی از عوامل هلاکت جامعه می داند.

۵- عمل دربرابروعده های داده شده

یکی از مسائل اخلاقی و بسیار مهمی که انسان را می تواند به درجات بالائی از کمالات روحی برساند وفای به عهد عمل در برابر وهده های داده شده است. این مسئله به قدری اهمیت دارد که به دفعات در قرآن کریم خدایتعالی برای بندگانش مثال زده وفای به عهد و پیمان یکی از فرایض و از جمله آداب معاشرت و حسن سلوک با مردم به شمار می رود، باید همیشه مورد توجه همه ما انسانها در تمامی شرایط از جمله کسب و کار، ازدواج، قول و قرار و … باشد. خداوند در آیه ۹ سوره نحل می فرماید: هر گاه عهدی بستید به عهدتان وفا کنید و بعد از قسم یاد کردن، آنها را نقض نکنید، در حالیکه خداوند را گواه قسم خود قرار دادهاید. از پیامبر (ص)روایت شده است که: «لادین لمن لا عهد له»«کسی که به عهد خود وفا نکند دین ندارد»(ری شهری – میزان الحکمه – ج۷-ص۵۰)در سوره اسراء، آیه ۳۴ خداوند می فرماید: «اوفوا بالعهد ان العهد کان مسئولاً»«وفا کنید به عهدتان که از وفای به عهد سوال می شود».و در سوره مائده /۱۰ میفرماید:«باایهالذین آمنوا اوفوا بالعقود» ای کسانیکه ایمان آورده اید به وعده ها عمل کنید و وفا دار باشید» مسئله وفای به عهد از مسائل مهم و اساسی به شمار می رود که در دین مقدس اسلام مورد کمال عنایت قرار گرفته است، زیرا اگر بنا باشد به این مسئله اساسی توجه نشود زندگی مردم متلاشی خواهد شد و در اثر بی نظمی و هرج و مرج مردم از یکدیگر سلب اعتماد خواهند کرد و در نتیجه زیر بنای روابط اجتماعی سست می شود. از این رو اسلام آنقدر به وفای به عهد اهمیت می دهد که حتی در مورد دشمن و کسی که از نظر عقیده و مسلک و هدف با انسان توافق ندارد وفای به عهد و پیمان را لازم می شمرد.

قالَ الإمامُ الْحَسَنُ الْمُجتبى عَلَیْهِ السَّلام :«المسؤول حر حتی یعد ، ومسترق المسؤول حتی ینجز».
انسان تا وعده نداده ، آزاد است . اما وقتی وعده میدهد زیر بار مسؤولیت میرود ،و تا به وعدهاش عمل نکند رها نخواهد شد . (بحار الانوار،ج۷۸،ص۱۱۳) وهمچنین فرمود:«إنّ الْحِلْمَ زینَهٌ، وَالْوَفاءَ مُرُوَّهٌ، وَالْعَجَلهَ سَفَهٌ». صبر و شکیبائى زینت شخص، وفاى به عهد علامت جوانمردى، و عجله و شتابزدگى (در کارها بدون اندیشه) دلیل بى خردى مى باشد.

اخلاق اسلامی ازمنظر قرآن...

ما را در سایت اخلاق اسلامی ازمنظر قرآن دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 482 تاريخ: پنجشنبه 11 شهريور 1395 ساعت: 17:55

صفحه بندی